میان تکرار های همیشه; نقد خبری پیرامون کنسرت «موسیقی بر اشعار شاملو»

shamloo

«شاملو معتقد است موسیقی سنتی جرثومه ی فساد وتباهی انسان است.او می گوید موزیسین سنتی با تعصب به کور رنگی خود اصرار می ورزد،تعصب به حرفه ای سیاه که می کوشد خود را آفرینشگر جلوه دهد،اما درحقیقت تفاله خوار قرون و اعصار گذشته است .تنها در محدوده ی خود به درجا زدن وقت می گذراند و جان کندن را زنده بودن وانمود می کند.»

مجله‌ی موسیقی ملودی: در روزهای پنجم تا هفتم خرداد ماه در تالار فرشچیان شهر اصفهان کنسرتی با موسیقی سنتی بر اشعار احمد شاملو اجرا شد. بابک رجبی، موزیسین اصفهانی و سرپرست گروه موسیقی «نوژان» نقدی را در رابطه با این برنامه‌ی موسیقی نگاشته که با هم آن را در مجله‌ی موسیقی ملودی می‌خوانیم:
این کنسرت به آهنگسازی «سیاوش ولی‌پور» در تاریخ پنجم تا هفتم خرداد ماه در تالار فرشچیان اجرا شد.بخش اول این برنامه اجرای سنتور نوازی معاصر به همراهی تنبک و کاخن با نوازندگی «سیاوش ولی پور» و «جعفر قاضی عسگر» انجام شد.این قطعات، شامل لزگی (تنظیم برای سنتور:اردوان کامکار) یک قطعه ی ده ضرب در مینور(ساخته سیاوش ولی پور)و قطعه ی یورتمه(اردوان کامکار)با ریتمها و فواصل ملودیک متفاوت و جذاب با انرژی سرشار همراه بود.برگذشتگی سازند گان آثار از تکنیک محوری و اینکه مهارت نوازندگی را در خدمت فضا سازی موسیقی قرار دهند، از نقاط مثبت اجرا در پارت اول برنامه بود.
بخش دوم تصنیف هایی بر اشعار شاعران سپید سرا از جمله «احمد شاملو» اجرا شد. بین این قطعات تکنوازی و آوازهایی بر غزل معاصر اجرا شد.شعر شاعران دیگری ازجمله: «مهدی اخوان ثالث»، «هوشنگ ابتهاج» و «محمدعلی دادور» (فرهاد) به‌صورت ساز و آواز اجرا شد.
نام شاعرانی مثل احمد شاملو با عظمت و کششهای نوستالژیک بیشترین جذابیت را برای حضور علاقه مندان در این کنسرت فراهم آورد. کنسرتی که نسبت به بقیه کنسرت‌ها در شهر اصفهان از وجوه تمایز بسیاری برخوردار بود. و قلم زدن راجع به آن غیر از تعهد هنری نشانه ی علاقه ایست که فرم این کار برای مخاطبانش بوجود می آورد.کارهایی که از تفکر و جسارت بسیار بر می خیزد وهمین صفات است که فضای موسیقی ایرانی را به مرحله گذار از وضعت تکرارهای همیشه نزدیک می کند.
سازبندی این تصانیف شامل ویولنسل، کمانچه، تنبک، سه‌تار، عود، دمام وکوزه در رنگ آمیزی قطعات از نظر صدادهی هارمونیک بیانی تازه در خوانش اشعار نو را رقم می زد.

concert-shamloo

خواننده‌ی گروه، «سروش دادیار» طی این سالیان تلاش بسیاری برای ایجاد فضایی موسیقایی بر غزل جوان معاصر وشعر نو داشته است. از نقاط درخشان ساخت آثار، درنگ و تدقیق آهنگ‌ساز، روی فضاسازی و تنظیم پلی فونیک آهنگهاست، به این معنی که آهنگساز با مفهم و معنای اشعار زیسته و به بیانی یک نوا، در تنظیم قطعات رسیده است.
از نظر سازبندی و ارکستراسیون اگرچه حضور ویلنسل از نظر جنس صدا و گرافیک در کنار ارکستر کاملن ایرانی ایجاد بیرون زدگی می کند ولی نیاز به گستره‌ی باس در قطعات،آهنگساز را مجبور به استفاده از این ساز کرده است.اجرا از نظر مدیریت در چیدمان وتوالی آهنگ‌ها موفق بود، یعنی محوری روایی و منطقی نسبت به مفهوم اشعار و حال و هوای قطعات در نظر گرفته شد تا با اجرای پی‌در‌پی آهنگ‌ها خستگی مخاطب در سالن به حداقل برسد.
انتظار مخاطب با دیدن پوستر با عکس احمد شاملو و تخلص بامداد انتظار شنیدن آثاری یکدست بر شعر شاملو را دو چندان می کرد، اما آواز اول با کلاژ وترکیب چند شعر از اخوان و شاملو با توجه به اینکه ترکیب در مفهوم فلسفی شعر اخوان(سه ره پیداست…) و مفهوم عاشقانه ی (عشق را ای کاش زبان سخن بود) سروده ی شاملو به خوبی اتفاق نیفتاده بود، کلیت کار را به ترکیبی از تعدادی شعر منتخب از چند شاعر متفاوت بدل می کرد.
کار کردن بر اشعار نو سالیان درازیست دغدغه ی موزیسین های ایرانی است.این بیانگر تاثیر اشعار نو بر قشر روشنفکر موسیقی است.اما آیا تحولی که در مسیر ادبیات ایران با حضور شعر نیمایی اتفاق افتاده ، در روند موسیقی ایرانی رخ داده است؟
ریتم در شعر سپید از بند متر عروضی شعر کلاسیک گریخته است آیا گریختن از شیوه ی مرسوم ریتمیک در آهنگسازی اتفاق نویی در موسیقی است که میتواند با نو بودن ریتم اشعار یکدستی ایجاد کند؟ نو بودن شعر نو فقط مرهون آزادی از بند وزن عروضی جملات است یا حضور ترکیبات جدید یا کلمات امروزی یا زبانی نو به لحاظ ساختار و فرم شعر را از کهنه به نو تبدیل می کند؟
به اعتباری اگر ابزار تولید شعر کلمات باشند و در مقبل آن ابزار تولید موسیقی سازها باشند تجدد و نوآوری در سازها متقابلن می تواند با وجود کلمات جدید و امروزی صورت گیرد.و مثلن مفهوم و معنای جملات شعر با انتخاب جملات ملودیک و گام نزدیک به فضا هماهنگ شود. چندصدایی در شعرو روابط هارمونیک و پلی فونیک در آهنگ ارتباطاتی می گیرندکه در ساخت تصانیف تا حدودی به آن دقت شده بود.
به نظر می رسد در این کنسرت آنجا که غزل های معاصر به آواز خوانده می شد با بیانمندی موسیقی شان در توازی بیشتری بودند.چرا که گرایشات تغزلی و احساسات شرقی که در موسیقی این گروه موجود بود در غزلیات لحاظ شده بود.ازین گذشته ریتم در موسیقی و وزن غزل هماهنگی داشت.وبطور کلی فاصله هایی که در زبان شعری شاملو با تحریرهای ردیف موسیقی ایرانی وجود دارد در غزل معصر یکدست وقابل تلفیق است .
شعر شاملو نیاز به دیدن و خواندن ودوباره خواندن دارد تا فهمیده شود ازین رو نوع ارائه ی اشعار او بهتر است در آلبوم موسیقی باشد تا به صورت کنسرت چرا که مخاطب در کنسرت یکبار و برای همیشه با شعر مواجه میشود آنهم شعری که با موسیقی ایرانی درآمیخته و بخشی از مفهومش در ترکیب با موسیقی از دست رفته است.اینجا یا مخاطب باید شعر را حفظ باشد تا ارتباط بر قرار کند یا به کلی از فهم شعر صرف نظر کند و فقط موسیقی را کوش بدهد.
فضای روایی شعر حکایت از مجموعه ی در آستانه احمد شاملو شعری نیست که در خوانش هر مصرع یا جمله درکی تصویری ایجاد کند بلکه فرم قصه گونه ی عروسی که نا خواسته با عشقی ممنوع تسلیم داماد وبازوی آز می شود وقتی حالت تصنیف موسیقی به خود می گیرد باعث می شود مخاطب مدام روند داستان را از دست بدهد.این معضل درتصنیف( نگاه کن چه فرو تنانه۰۰۰) شدت بیشتری می گیرد.
در تصنیف (در نیست راه نیست…) که به نسبت کار خوبی به نظر میرسد جملات شعری هم تک تک با موسیقیشان مرتبطند وهم بصورت کلی در هم تنید گی دارند.ولی درانتهای همین اثر آنجا که شاعر میگوید در مردگان خیش نظر میبندیم با طرح خنده ای و نوبت خویش را انتظار می گشیم بی هیچ خنده ای فضا احتیاج به افت دراماتیک دارد اما به یکباره موسیقی با ریتم هیجان انگیز از سر گرفته می شود.
و در تصنیف مرثیه آنجا که شاعر میگوید: (عاشق اعتراف را چنان به فریاد آمد که وجودش همه بانگی شد)در فرودی بی روح ساخته شده است در صورتی که نقطه ی فریاد به اعتراف عشق است هنگامی که وجود عاشق سراسر به بانگ بلندی تبدیل شده است ونیاز به فراز و اوج هیجان آمیز در آهنگسازی دارد.
به‌طور کلی ساخت موسیقی بر اشعار بی وزن دشوار است و در صورت اصرار آهنگساز معلوم نیست چه از آب درآید.کارهایی که بر شعر اخوان و چند شاعر دیگر ساخته شد و موفق بوده نیز به دلیل استفاده ی هوشمندانه ی آهنگساز از شعریست که نظام وزنی بیشتری دارد یعنی به اوزان عروضی شعر کلاسیک نزدیک است.مثل:
قاصدک هان چه خبر آوردی-با وزن عروضی: (فاعلاتن فعلاتن فعلن) یا خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز –با وزن عروضی(فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع)
آیا برای بیان اشعار شاملو بصورت صوتی اتفاقاتی مثل نوارهای منتشر شده با صدای شاعر که با موسیقی همراه است،موثر تر و قابل فهم تر نیست.چه اینکه بطور کلی ساحت شخصی و نگاه این شاعر نسبت به موسیقی سنتی خصمانه است.و تاثییرات احساس او در اشعارش نسبت به موسیقی در شعری مثل(بر کدام جنازه زار می زند این ساز…)کاملن منعکس شده است.ازین گذشته مقاله ها و مشاجرات احمد شاملو و محمدرضا لطفی در مجله آدینه سال ۶۹ شماره ۵۲ با عنوان (موسیقی سنتی حرفه ی سیاه)مبین نفرت شاملو از بیانمندی و صدا دهی موسیقی ایرانی است.
حال این سوال که :چطور می توان در برابر احساس واعتقاد شاملو با همین ابزار موسیقی سنتی شعرش را با سوهان روحش تلفیق کنیم؟
شاملو معتقد است موسیقی سنتی جرثومه ی فساد وتباهی انسان است.او می گوید موزیسین سنتی با تعصب به کور رنگی خود اصرار می ورزد،تعصب به حرفه ای سیاه که می کوشد خود را آفرینشگر جلوه دهد،اما درحقیقت تفاله خوار قرون و اعصار گذشته است .تنها در محدوده ی خود به درجا زدن وقت می گذراند و جان کندن را زنده بودن وانمود می کند.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

مشترک مطالب مجله ملودی شوید!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*