نقد خبری پیرامون کنسرت ارکستر جزکلاسیک آرپا در اصفهان – بخش دوم

arpa-01

بابک رجبی: در یک ارکستر سمفونیک یک به یک سازها قطعیت حضور دارند به این مفهوم که نمی توان تعداد و نسبتهای یک گروه زهی را به هم زد، ولی در گروهی که اساس آن بر ارکستراسیون ترکیبی استوار است ،امکان چیدمان وتعدیل متناسب با ظرفیت های مذکور فراهم می باشد. به عنوان مثال در شروع بخش دوم برنامه با اینکه تصانیف با حضور دو وکالیست و یک پیانیست همراه بود از تاثیر گذارترین وجذاب ترین بخشهای برنامه بود،یکی از دلایل این جذابیت این است که مخاطب در ارتباط با اثر توان آنالیز تک تک واسطه ها را پیدا می کند.
خوانندگان این ارکستر همگی با مایه هایی از آواز کلاسیک در نوع ویبراسیون ها واجرای تکنیکهای فالستو وگاهی اشاره به لحنهای موسیقی پاپ دارای صداهایی یک دست و یک رنگ بودند،در همین چیدمان این سوال پیش می آید که آیا تمام قطعات می توانست با حضور یک یا دو خواننده به انجام برسد؟ ترانه های اجرا شده با صدای رضا بصیری که به لحاظ لحن آواز و فیگوراسیون ،خواننده ی معروف و محبوب ایتالیایی(لوچیانو پاواروتی) را یادآوری می کرد، با صلابت و تسلط خاص اتفاق افتاد. مسعود عظیمی فر با صدایی که در حد یک ساز ژوست بود،ساکسیفون آلتو و کلارینت را نیز چاشنی هنرنمایی خود کرد. حسین زاولانه خواننده ی آلبوم شکپوی(کارهای تازه بر اشعار حافظ و دیگران) با اجرای قطعات اسفندیار منفرد زاده حضار را به قلب خاطرات فرو برد. فرید فرخ پوربا صدایی صمیمی تر،با رنگ آمیزی پاپ در در ایجاد ارتباط با مخاطبانش جلوه ای تازه آفرید.و مارتیک آوانسیان با رنگ صدایی متفاوت تر ازسایرین تکیه رابر ارائه ی اصل صدای خود گذاشت تا از شباهت صدایش به سبکهای دیگر بکاهد.
نوازنده‌ی تک‌سازها به عهده‌ی: آربی بابومیان( پیانو ) پارکف بابومیان (آکاردئون) حسین چمن پرداز(هارمونیکا) بود. نوازندگان ساکسیفون آلتو: ژیرایر غریبیان، ورژملیکیان، مسعود عظیمی فر،همایون مسائلی و مسعود امینی ونوازندگان ساکسیفون تنور:میناس گئورگیان، آسپت سیمونیان و ادموند غازاریان بودند.ترومبون را جعفر سیامکی وترومپت را سعید شفیعی و حسین کیانی نواختند. نوازندگی گیتار با سارو قاراخانیان،احسان صوفیان و علی عمادی وبیسیست گروه رافی خدابخشیان بود. پرکاشن را مهران ترکیان ودرامز را کارن اوهانیان نواختند. مایسترگروه زهی احسان عباسی ،ویلن نوازان آنسامبل زهی :رامین یوسف زمانی،بهروز گلکار،امید شریفی،علی رضا اوجی،نوید شعبان زاده ومهدی قاسمی بودند. ویلن آلتو:داریوش حجازی،حسن گلنار،ویلن سل:کیوان حبیب زاده وعلی آقاجانی همگی گروه زهی ارکستر سمفونیک تهران بودند.
این ارکستر با عنوان ارکستر جز کلاسیک تا سیس شده است با این توضیح که آربی بابومیان به موسیقی جز علاقه مند است و در تنظیم جدید قطعات از پاساژهایی با فواصل موسیقی جز استفاده می کند. اساس موسیقی جز نه تنها بر فواصل،آرپژها و پاساژهای تک ساز ،بلکه در نظام ریتمیک وارکستراسیون دارای المانهای منحصر به فردی است. پلی فونی و تترافونی فیگورهای ریتمیک در موسیقی جز دارای ساختاری شبکه ای و پیچیده است. اجرای گروهی وینتون مارسالیس در فستیوال مارسیاک نمونه ی خوبی برای دریافت فرم موسیقی جز به شکل تکامل یافته تری از آن است.
قطعات کنسرت آرپا ترانه هایی است که با فواصل معمول و متداول پاپ ساخته شده و سالیان پیش ضبط و پخش شده است تنظیم کننده برای اجرای این اجرا تصمیم به تغیر برخی المانهای قطعات گرفته و دست به رنگ آمیزی با فرم وفواصل موسیقی جز و بلوز زده است. از میان این آهنگها آنهایی که در ساخت ملودیهای آوازی(وکال)یا یا ترکیب بندی اورتور وتم های اصلی به فواصل و بیانمندی سبک های جز یا پانک نزدیک بودند با تنظیم فضاهای آکوردال جز خوش تر به هم نشسته بودند.و انگار آثار با تنظیمی یکدست تر تالیف شده بودند.
وقتی یک قطعه ی موسیقی واریاسیون می شود(تم واریاسیون)آهنگساز با در نظر گرقتن یک موتیف یا تم ملودیک قطعه ای جدید با خصوصیات تازه و منحصر به خود می سارد که تنها بویی از قطعه ی اصلی برده است .که در این صورت نیز ما با اثری یکسر جدید مواجهیم.آربی بابومیان معتقد است هنوز سلیقه شنیداری به حدی نرسیده که بتوان یک قطعه را به صورت بنیادین تغیر داد.و مثلن ملودی های خواننده را نیز از حالتی مثل پاپ به جز تغیر داد واین تغیرات را تنها در تنظیم قطعات جایز می داند.
آثار هنری گذشته هرچند در حافظه ی تاریخی ما حضور دارند وشنیدن دوباره ی آنها زنده کننده ی خاطرات ما هستند،ولی مخاطب به دنبال چیز دیگری هم هست که آنرا در مواجه شدن با یک پدیده جدید ترغیب می کند.این اتفاق می تواند یکسره و بنیادین نو باشد یا اینکه یکی از لایه های آن دارای این خصیصه باشد.تنظیم دوباره ی قطعات به وسیله ی آربی بابومیان نوآوری در لایه ای از این بسته ی هنری است.
در این خصوص نکته ی مهم این است که وقتی قطعه ای بوسیله ی مولف خود خلق و تنظیم می شود،نت به نت و ضرب به ضرب مرتبط با فضای حسی و شناختی مولف و وابسته به شرایط زمانه و اتمسفر کلی آن شکل می گیرد،حال اینکه خارج کردن یک قطعه از ماهیت اصلی خود چه در تنظیم یا تغیر در ملودی وکال یا حتی ترکیب کولاژ مانند چند آهنگ اگر نتواند به بیانی تازه و تولدی دوباره برسد ممکن است به ساحت اصلی آهنگ ضربه بزند و در حدود یک تجربه ی عقیم باقی بماند.
در اجرای زنده توان میکس و لول کردن صداها وجود ندارد و هرچه هست در شیوه ی هارمونیزه کردن، نسبتهای زیر و بمی(اکتاواسیون)سازبندی(ارکستراسیون)نوانس(شدت در تولید صوت) بر عهده ی آهنگساز ورهبر گروه ودر انتها صدابردار است.مثلن اینکه صدای خواننده ضعیف باشد یا کلام مفهوم نباشد ممکن است ایراد صدابرداری باشد ولی شنیده نشدن صدای گروه گیتار شاید به ارکستراسیون(سازبندی)یا پارتیسیون(شیوه یآهنگسازی و نت نویسی) بستگی بیشتری داشته باشد. یا مثلن حضور گیتار بیس که با نوازنده ای که روی صندلی به هیات یک نوازنده ی کلاسیک اجرا می کند بعنوان یک صوت الکترونیک در کستره ی باس با صدای کلی گروه در اجرا ایجاد فاصله می کند. در صورتی که در ضبط استدیویی بسیاری از این مشکلات قابل حل است و چه بسا با گوش دادن اصل این آهنگها که در استدیو به ضبط رسیده اند بسیاری از این مباحث را منتفی می کند.
آربی بابومیان فرم تنظیم را بر مبنای توان نوازندگان قرار می دهد او می گوید قطعات را یک در جه از توان اجرایی نوازندگان دشوارتر می نویسم تا در نوازنده انگیزه ایجاد شود و اورا در راستای کار به تجربه وشناخت جدید برساند.
روند وچیدمان قطعات در یک اجرای موفق از مسایل مهم به شمار می رود.ارکستر آرپا به تنوع اجرای آثار دقت بسیار دارد.ارائه ی اجرایی که سراسر تصنیف و ترانه باشد قطعات بی کلام وتعدد خواننده ایجاد تنوع می کند.واز همین جهت حاکمیت منطقی روایی بر ترتیب اجرا ی آهنگها در تنوع و خستگی کارها برای مخاطب نقش تعین کننده دارد.روایت زندگی انسان روایتی تکراری و روزمره است،مجالی که فضاهای هنری برای هنرمند ومخاطب بوجود می آورند تعریف تنوع در روایت زنگی است حمایت ارگان های دولتی از احساسات ونیاز های مردم به شایستگی دولت و مردم دوستی آن مهر تا یید می زند.نا امیدی وانفعال انرژی جامعه ی هنر، به خستگی روح اجتماع کمک می کند و گله مندی های تکراری ما بی اینکه ترحم کسی را بر بینگیزد چیزی از مظلومیت هنرمندان موسیقی نکاسته چه بسا آن را از ارزش و محتوا خالی میکند.

  • بابک رجبی/ مجله‌ی موسیقی ملودی

مشترک مطالب مجله ملودی شوید!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*