یک صدا، یک ساز و استاد پرویز یاحقی

پرویز یاحقی

شهرزاد شاه‌کرمی: هجدهم مرداد ماه ۱۳۷۲ خورشیدی ساعت ۸:۱۵ شب: دوربین فیلمبرداری روشن می شود و تصویری از «پرویز یاحقی» که مقابل دوربین ایستاده است را می‌بینیم. او قصد دارد تصاویری را از خود و صدای سازش به یادگار بگذارد و می‌خواهد با این کار چهره‌ای واقعی از خودش به عنوان یک نوازنده و هنرمند صاحب سبک در ویلن و موسیقی ایرانی برجای بگذارد تا راه سواستفاده از این قبیل آثار هنرمندان، پس از فوت صاحب اثر، از بین برود.

  • پرویز یاحقی به روایت پرویز یاحقی :

پرویز یاحقی متولد ۳۱ شهریور ماه ۱۳۱۵ است. در ۱۶ سالگی به ریاست برنامه کنسرت شماره ی ۳ رادیو درآمد و به دلیل دوستی با بیژن ترقی (ترانه سرا) از او خواست که برایش ترانه بسراید و به این ترتیب اولین ترانه برای آهنگ یا حقی در دستگاه ماهور به خوانندگی مرحوم مرضیه ساخته و از رادیو پخش شد.
یاحقی پایه ی ثابت برنامه گلهای رادیو قبل از انقلاب بود و بسیاری از خواننده های آن دوران با آهنگهای او معروف شدند، و با صدای ویلن اش خیلی ها دل به موسیقی ایرانی بستند.
از سال ۱۳۵۸ به بعد وسایل صوتی و میکروفن های حرفه ای توسط یاحقی و جمعی از دوستان وی خریداری و جمع آوری شد و خانه وی تبدیل به محلی برای ضبط های خصوصی گردید.که در آن استاد جلیل شهناز (نوازنده تار) و استاد جهانگیر ملک (نوازنده تمبک) در ضبط سری B,A و استاد امیرناصر افتتاح (استاد تمبک) در ضبط سری c، شرکت داشتند.
پرویز یاحقی بسیار شیفته ی موسیقی بود آن چنان که خود وی در این باره می گوید:”تمرینات روزانه ی من و یا بهتر بگویم، تمرینات شبانه روزی ام یکی از عجیب ترین دوران زندگانیم بود. حال که به آن سالهای گذشته نگاه می کنم، می بینم چه دوران پرمشقت و عجیبی را پشت سر گذاشته ام؛ مشقت نه از آن جهت که تمرین برایم سخت بود، چرا که من عاشق موسیقی هستم تنها از آن جهت که برایم عجیب بود.”

yahaghi-parviz

پرویز در دوران مدرسه ساعت ۵ صبح قبل از سایر اهل خانه از خواب بیدار می شد و در اتاق کوچکی که خود آن را به زیرزمین تشبیه می کند و در کنج خلوتی که مادرش برای او مهیا کرده بود و به دور از خواب اهل خانه، مشق ساز می کرد. تمرین او تا ساعت ۳۰ : ۷ دقیقه صبح به طول می انجامید و پس از آن با عجله به سمت مدرسه که فاصله چندانی با خانه نداشت، می رفت و ظهر پس از مدرسه به خانه بازگشته و از ساعت ۲ بعدازظهر به تمرین ادامه می داد تا ساعت ۴ که دوباره به مدرسه می رفت و پس از بازگشت از مدرسه به تمرین می پرداخت تا شب که در کلاس درس استادش حضور یابد.
این شیوه ی زندگی پس از ۶ یا ۷ سال به قول یاحقی: “سه دردسر بزرگ “برای او رقم زد؛ ضعف بدن و بیماری ریوی، نگرانی اهل خانه و سرانجام شکایت و اعتراض همسایه ها که گاه و بی گاه صدای ویلن یاحقی را می شنیدند.

  • ۲۰ شهریور ماه ۱۳۷۲:

یاحقی با دوربین تصاویری از ویلن خود ضبط می کند و می گوید: این ویلن توسط استاد ابراهیم قنبری ساخته شده که پس از ۳۰ سال اجرای برنامه در رادیو وکنسرت های متعدد در نقاط مختلف کشور و سفرهای فراوان قرار است ماه آینده (مهرماه) توسط استاد قنبری باز شود.

  • نوروز سال ۱۳۷۷:

یاحقی هم چنان دوربین در دست مشغول ضبط تصاویری از سفره هفت سین است که به گفته خودش به دلیل تب و بیماری اخیر نتوانسته آنطور که می خواهد آن را بچیند. یاحقی در حالی که تصویری از سبزه هفت سین می گیرد، می گوید:
“همه چیز شکل جدیدی یافته حتی سبزه هفت سین که با سبزه ی دوران کودکی ام متفاوت است.”
یاحقی سرانجام در ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۵ دار فانی را وداع می گوید و پیکرش در حالی در منزل شخصی اش یافت می شود که ۴۸ ساعت از فوت او گذشته بوده است.

سوز و گداز نه برای رفتن که برای فرصتهای از دست رفته است. (احمد شاملو)
این متن با الهام از مستند “کنسرتی که هرگز اجرا نشد” ساخته بهمن فرمان آرا، نوشته شده است.

  • شهرزاد شاه‌کرمی/مجله‌ی موسیقی ملودی

مشترک مطالب مجله ملودی شوید!

1 دیدگاه

  1. درود برشما درود بر شما این‌بار واقعا درود بر شما.
    به هنر بپردازید هنر واقعی.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*