نامه دختر پرویز مشکاتیان خطاب به محمدرضا لطفی

parviz-meshkatian

«آوا مشکاتیان» نوه دختری «محمدرضا شجریان» و فرزند استاد فقید «پرویز مشکاتیان» نامه‌ای را خطاب به «محمدرضا لطفی» نگاشته که اصل آن در سایت آواز منتشر شده است. این نامه را با هم می‌خوانیم:
استاد لطفی! اگر شما حرمت بزرگوار پدرم ندانستی، من دختِ خاندانی‌ام که حرمت می‌شناسند، پس هنوز می‌خوانمت استاد! قضاوتِ بودن یا نبودنش یا بهتر بگویم استادماندنِ شما بماند برای تاریخ.
هنوز به یاد دارم شوقی را کز آمدن شما در چشمان مهربان پدرم دیدم. به یاد دارم ظهری را که به دیدارتان آمد به رسم رفاقتِ دیرین.پدرِ من هیچ‌گاه «رفیق» را «سیاسی» نکرد!! چیزی که شما بودید. و اکنون از معنای‌ هر دو بازماندید. که دگر نه پیرو آن فکرید کز برایش از این سرزمین گریختید و نه معنای‌ حقیقی رفیق می‌دانید. و خوش به روزگار من و آئین که تا هستیم، سرمی‌افرازیم به غرور از حرمت‌ مردمی که پرویز می‌دانست.
باری، او رفت با دستان هنرمندش و ماند نغمات زیبایش. و شما؛ همان دوست که پرویز آن همه دوستش می‌داشت، نه تنها کلامی به مهر برای خاندان من ننگاشتید در آن هنگام سوگ، که آن کذب‌های خنده‌آور گفتید. تا این‌جا نیز در قاموس من به جز سکوت نبود، اما این بار آتش‌بیار معرکه‌ای شدید که نباید. پس برای‌تان مرور می‌کنم  چیزهایی را که نمی‌دانید یا نمی‌خواهید که بدانید.
خاطره‌ی به چالش کشیدن «بیداد» در مجلس وقت و آن همه اذیّت را به یاد دارید؟ به یاد دارید که پدرم و همراهانش ساز را به سان سلاح باید با مجوز حمل می‌کردند؟ می‌دانید چند ساز هنرمندان این سرزمین در آن سال‌ها شکست؟  چند ساعت موسیقی ضبط شده به خونِ دل، پاک شد؟ به یاد دارید کنسرت‌هایی را که در میان اجرا، هنرمندان‌مان را از روی سن پایین می‌کشیدند؟ آن سال‌ها شما در گوشه‌ای از دنیا آرام گرفته بودید!

محمدرضا لطفی

استاد لطفی، اگر شما یادتان نیست به خاطرتان می‌آورم که در اوایل انقلاب آن‌قدر بعضی‌  تندرو بودند که باید سِلفون روی کاست‌های سونی را می‌سوزاندی! بیداد در این هنگام منتشر شد. در همین محیطی‌ که شما خیلی راحت از آن سخن می‌گویید. بعد از سه دهه، در هنگامی که هنرمندان این سرزمین خون دل‌ها خوردند تا بخشی، تنها بخشی از حقوق‌شان را باز پس گیرند، آمدید گفتید که هیچ کس هیچ کاری نکرده است. اگر از خاطرات رنجش‌های گونه‌گون در این سال‌ها بگویم، می‌شود کتاب نوشت. از خاطراتی که اگر بگویی، می‌شود جار زدن و جلب توجه! پس بماند برای دلم.
آن‌قدر ضد و نقیض میان گفته‌های شما هست که نمی‌دانم کدام را باید به چالش کشید. گویی خود نیز نمی‌دانید چه می‌خواهید! بر محمدرضای شجریان خرده گرفته‌اید که دردش موسیقی‌ نیست و نمی‌خواهد یک جریان فرهنگی‌ باشد. مرور کنید مصاحبه‌های‌تان را. شما به همه و جزییات زندگی‌ همه کار داشتید و از همه سخن گفتید و به راستی‌ آن‌قدر که سنگ خودتان را به سینه زدید که من چنین و چنان، چه‌قدر سنگ موسیقی‌ را به سینه زدید؟ شاید نمی‌دانید اما بسیاری را می‌شناسم که عاشقانه دوست‌تان داشتند و اکنون از گفته‌های شما خجل‌ اند.
استاد لطفی، آوا موسیقی شما را به چالش نمی‌کشد، اما می‌تواند راوی خاطره‌ای از مردی باشد که هنوز مردمانش اشک‌ـ‌به‌ـ‌گونه و گاهی‌ هم سماع‌کنان به نغماتش گوش می‌کنند.
شبی‌ که پدرم به کنسرت شما آمد و از نیمه‌ی کنسرت به خانه بازگشت. تا صبح غمگین در خانه قدم‌ زد. گاهی بغض داشت. هنگامی که رسید از راه، نشست. طبق عادت و به هنگام تاٌثر زیاد، دو دست بر پیشانی گذاشت و سر به زیر افکند. پرسیدم چرا این‌قدر زود آمدید؟ خوب اید؟ با نگاهی‌ همه غم و صدایی گرفته گفت: «آوا، امشب احساس می‌کردم لطفی دارد روی سِن، خودش را پیش چشم همگان دار می‌زند…»

مشترک مطالب مجله ملودی شوید!

19 دیدگاه

  1. آقای حمید خان ادعا اول یاد بگیر درست دررابطه یه شخصیت بزرگ زرزر کنی من خودم سنتور می زنم و استاد مشکاتیان رو به عنوان الگو قبول دارم حرف که می زنی اول فکر کن هنر مندان بعد از انقلاب خیلی زجر کشیدند

  2. من نمی دونم خانوم آوا مشکاتیان که بلد نیس حرف بزنه این کلمات قلمه سلمبه رو از کجا اورده،یادمه روز تشیع پیکر پرویز عزیز اینقد سوتی داد که خودش خندش گرفت، اصلا شما در جایگاهی نیستید که در مورد این دو بزرگ موسیقی صحبت یا از همه مهمتر گلایه ای داشته باشید.

  3. سخنان لطفی اب در لانه مورچگان ریخته است و چون ادم پاکی است بر ناپاکی اهل هنر می شورد و پرده از کار تازه به دوران رسیده ها بر می افکند که چگونه از هنر فروشی ثروت اندوزی می کنند و ریالی از ان را برای ترویج هنر و هنرمند خرج نمی کنند افسوس مردم ما بت پرستی را در همه امور ذاتی رفتار خویش کرده اند و همیشه باحقیقت در ستیزند

  4. کاش من هم یک دختر مانند استاد مشکاتیان داشتم درود بر شرفت

  5. حرفهای جالبی را طرفدران استاد شجریان در دهان آوا خانم گذاشتند که با ظاهری دوستانه مطالب گزنده‌ای عنوان کرده و چون استاد لطفی کلامی گفته که به تاج کلاه شجریان برخورد کرده باید طایفه شجریانی‌ها همه بسیج شوند و علیه وی بشورند. من خود تمام آلبوم های شجریان دوست دارم و همیشه آنها را گوش کرده و گوش می‌کنم ولی قرار نیست که او را با معصومین مقایسه کنم و دارای هیچ اشتباهی ندانم شجریان همیشه به تواضع معروف بوده و مخصوصا در اوایل اگر اشتباهی بود می پذیرفت ولی متأسفانه این اواخر شاید همه به تحریک اطرافیان دیگر از آن تواضع اثری نمی بینیم. امیدوارم مسائل استادان بزرگ را بین خودشان واگذاریم و آتش بیار معرکه نشویم شاید آنها با صحبتی چند دقیقه ای به راحتی با هم کنار بیایند ولی این صحبتهای طرفداران باعث خواهد شد که کینه ها و دشمنی ها بیشتر شعله ور گشته و فقط دشمنانشان خوشحال شوند.

  6. من استاد محمد رضا لطفی رو خیلی دوست دارم و براشون احترام زیادی قائلم اما متاسفانه با نظراتی که اخیراً در خصوص استاد بی بدیل موسیقی ایران زمین (محمدرضا شجریان) داده اند از ایشان دلخورم و چنین انتظاری نداشتم. رسالت هر هنرمند قبل از پرداختن به خود هنرش، پیش رفتن با درد زمانه و مردم کشورش و اوضاع مملکتش هست که استاد شجریان به خوبی به این مقوله پرداخته. ولی متاسفانه دیگر هنرمندان بی تفاوت بوده اند. پس نباید بر پرچمدار اعتراض به وضعیت موجود کشور خرده گرفت بلکه باید از ایشان حمایت کرد.

  7. اقاي حميد ما همه هنرمندان اين مرز و بوميم
    پس چرا همديگر را تخريب چهره ميكنيم.
    اما مرسي خانم اوا مشكاتيان كه خوب حرف دل ما را گفتي اي دخت پرويز هميشه جاودان.
    رحمت خداوند بر خالق دستان_استان جانان_بيداد و……………………………..

  8. هر کس خواست باهاش وارد بحث میشم
    ۰۹۱۸۷۲۰۸۵۵۳ ۱۷ساله فقط درباره موسیقی

  9. سلام
    حمییییییییییییییییییییییییید جان خیلی برات متاسفم
    فکرت اشتباست لطفی ارزششو نداره
    باز گلی به جمال مشکاتیان که رابطه خودشو با بزرگانی مثل شهرام ناظری و حسین علیزاده قطع نکرد

  10. با درود به همه هنرمندان والای ایرانمان

    جای آنست که خون موج زند در دل لعل
    زین تغابن که خزف میشکند بازارش

    من استاد لطفی را همیشه اینگونه دیده ام:

    از هنر حال خرابم نشد اصلاح پذیر
    همچو ویرانه که از گنج خود اباد نشد

  11. ذرود بر شرافت اوا و درود به روان استاد مشکاتیان به خاطر چنین شیر دختری

  12. لطفی با اقامت چندین ساله در خارج از کشور معلوماتش زیادی توده ای شده یعنی مردمی!!!

  13. هنرمندان عزیزاین سرزمین ،ودوستان گرامی .
    نگاه از سرکین وغرض ورزی باموسیقی اصیل این سرزمین سالهادرچشم حاکمان این سرزمین بوده وخواهدبودوتاتوانسته اندهنرمندانمان راگوشه نشین ودق مرگ کرده اند؛ پس بیائید خودمان دیگر به آتش حاکمانمان دامن نزنیم وهمدیگر رادوست داشته باشیم که عمرکوتاه وگذران است .
    هنر و موسیقی تمامی این عزیزان رادوست دارم وبااندیشه ومسلک کسی کاری ندارم .
    برای استادمشکاتیان ازخداوندبخشنده آمرزش می خواهم وبرای جناب لطفی واستادشجریان طول عمرباعزت وبرای تمامی هنرمندان این سرزمین سعه ی صدرازخداوند می خواهم .
    همگی پاینده باشید.

  14. طلا كه پاكه چه منتش به خاكه؟
    هرچي آقاي لطفي ميخواد بگه ذره اي هم از ارزش استاد شجريان و پرويز مشكاتيان كم نميشه. پس برخيز و مخور غم جهان گذران ، بنشين و دمي به شادماني گذران
    به اميد عزت روزافزون براي استاد شجريان و خاندان گرامي اش

  15. من کلا از آدم های دو رو و دو شخصیتی و حزب بادی خوشم نمیاد. این لطفی دقیقا مثال بارز این دسته افراد هست. توده ای که درویش شد و صد رحمت به گاومیش.

  16. آوای عزیز بدان که ما هنرمند را تنها به هنرش پاس نمی داریم، بلکه وجود هنرمند، مرام و معرفت او و همدردی او با جامعه ی رنجدیدگان است که او را عزیز می دارد، چونان که پدرت بود و شجریان بزرگ. تو نیز سعی کن که چنین باشی.

  17. حوصله نداشتم نظرتو تا آخر بخونم ولی اونجایی که گفتی دفاع از حرکت مغرضانه پدرش شاید ندونید که فقط استاد مشکاتیان نبود که کنسرتو ترک کرد که اکثر هنرمندان حاضر مثل ناظری و فکر کنم علیزاده دقیقا یادم نیست ولی زیاد بودن که اون کنسرتو ترک کردن

  18. من گمان میکنم خانم اوا مشکاتیان پس از ۵ سال فرصتی برایشان پیش آمده تا از حرکت مغرضانه ابوی مرحومشان در کنسرت لطفی در کاخ نیاوران دفاع کنند وگرنه اگر استاد مشکاتیان آن شب برای دلسوزی در مورد هنر لطفی بغض کرده بودند و متاثر شدند چرا فردای آنروز در روزنامه ها و اینترنت تو سط خود ایشان و شاگردانشان این موضوع را رسانه ای کردند الگوی ما درویش خان بزرگ است که وقتی بعد از دعوت صبا به کنسرت کلنل وزیری و هنرستان موسیقی میرود تا آخر مینشیند و گوش فرا میدهد و جوری رفتار میکند که حتی استاد صبا متوجه دلخوری اش از وزیری نمیشود و صبا با درشکه ای که درویش سوار ان میشود تا منزل همراهیش میکند و در طول مسیر مصرانه نظر درویش را چندین بار میپرسد و آن مرد بزرگ جواب میدهد خوب بود ولی در هنگام رسیدن درویش به خانه میگوید من میدانم نظر شما غیر این است وتا نگویید از اینجا نمیروم و درویش پاسخ میدهد امشب دیدم که موسیقی ایزان را میخواهند به بیراهه ببرند اگر مشکاتیان شاگرد درویش نبوده حداقل شاگرد نورعلی خان برومند بوده که استاد شجریان میگوید در پی دعوت از نورعلی خان برای اجرای اپرا همراه با او رفتم و در حین اجرا چهره نورعلی گاهی مثل لبو سرخ و گاهی مثل گچ سفید میشد ولی از میان کنسرت بلند نشد برود و وقتی به خانه رسید سکته کرد و از دنیا رفت و استاد شجریان من صددرصد علت مرگ نورعلی خان را آن اجرا میدانم ومیگوید نورعلی هیچ بیماری نداشت و سالم بود آیا تار لطفی آنقدر ناشنیدنی بود بگوش استاد مشکاتیان از تار نوازندگان گروه عارف اخیر هم نازل تر بود خانم اوا مشکاتیان کنسرت جناب مشکاتیان با شهرام ناظری جدا از ارزش هنری و صرفا بحث مالی آن و رسانه ای کردن اعتراض اعضای گروه را بیاد ندارند کجا شنیده اید در این۵سال کسی از اعضای ۳گانه شیدا در رسانه ای در مورد مسایل مادی و حق کشی لطفی سخنی گفته باشد؟دربروشور البوم بیداد نام محمد رضالطفی را در اواخر اسم نوازندگان ندیده اند البوم های قافله سالار قبل از انقلاب منتشر شده بیاد درویش خان مگر در سال۶۴-۶۵ در سفارت ایتالیا اجرا نشده ؟ مگر تار لطفی را نشکستند و دلش را و لطفی وقتی از ایران رفت که جایی برای ماندن نبود وگرنه مانند داریوش طلایی ۷-۸ سال قبل جلای وطن میکرد استاد مشکاتیان در سفرهای متععد وکنسرتهای فراوان دور دنیا چند درصد درآمد و عواید کنسرت را به مرحوم بسطامی میدادند البوم افق مهر که در کنگره بزرگداشت خواجو ارایه شده بود و حق انتشار آن در قرارداد متعلق به مرکز کرمانشناسی بود چطور از شرکت سروش صداوسیما سر در آورد ؟

  19. با درود که خانم مشکاتیان حرف دل مارا زدی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*