دکتر حسن ریاحی: موسیقی سنتی در تکرار و تاریخ خود مانده است!

melodymag

دكتر حسن رياحي، آهنگ‌ساز و سازنده سرود ملي ايران و چهره ماندگار موسيقي ايران در سال ۸۵ در گفت‌وگو با «آويني فيلم»، بر اين نكته تاكيد دارد که موسیقی سنتی در تکرار و تاریخ خود مانده است. تجربه حسن ریاحی از دبيري چندين دوره جشنواره موسيقي فجر، ساخت بيش از ۵۰ قطعه، سال ها تدريس آكادميك، سرود و تصنيف درباره موضوعات مختلف و… نكته‌هايي را بازگو كرده كه در اين گفت‌وگو مورد اشاره قرار گرفت.

  • موسيقي در گذر زمان، گاه با افزودن صفت‌هايي به آن، به عنوان يك عرصه هنري در خدمت ارز ش ها و شايد آرمان‌هاي طيفي قرار گرفته كه با آن هم شناخته شوند. اما موسيقي فعلي ما يادآور، فرهنگ ايراني و اسلامي منتسب به ما بوده است؟

به گمان من هم در عرصه موسيقي سنتي و هم پاپ فعلي ضعف هاي وجود دارد. اما مساله‌اي كه نياز به آن امروزه احساس مي شود بحث آموزش و هدايت بوده؛ شايد از ابتدا هم دير به اين فكر افتاديم اما توانسته ايم در سمت و سو دادن به موسيقي انقلابي تا حدودي موفق باشيم. همانگونه كه شخصا ۲۰سال پيش اين رشته را در دانشگاه آزاد و طي ۱۰سال گذشته هم در صداو سيما ايجاد كردم. اتفاقا نتيجه خوبي را هم داده و پيشرفت كيفيت را ديده ايم. همچنين افرادي هستند كه دانش كافي را در اين عرصه فراگرفته اند ولي در ادامه مهم؛ هدايت آن است.

  • اين جريان به چه شكل در عرصه موسيقي سنتي كه منتسب به فرهنگ اصيل و متعهد هم هست، نمود يافته؟

نمي توان مدعي شد كه پيشرفت نداشته ايم؛ چرا كه بوده است. با اين حال آهنگسازي اين وادي شايد چندان رونقي را در پيش نگرفته همانگونه هم كه معتقدم پس از حسين عليزاده و زنده ياد مشكاتيان كار تازه اي را در موسيقي سنتي كمتر شاهد هستيم. بويژه اينكه اين موسيقي بهتر و بيشتر مي تواند به خدمت فرهنگ حاكي از انقلاب اسلامي ما نيز درآيد

  • پس اين وظيفه از عهده موسيقي پاپ برنمي آيد؟

به هرحال با اين نوع سبك و سياق در پيش گرفته و طرح هر نوع خوانش و آهنگسازي، نبايد انتظاري از آن داشت! البته در برخي موارد كارهاي خوبي هم دنبال شده ولي سعي اي هم نكرده ايم كه ببينيم آيا مي توان در آن موفق بود يا نه. همينطور هم كه اين نوع موسيقي در كشور، حصولي را نداشته است.

  • شايد چون اصلا نوآوري را نديده و دائما به فكر تقليد بوده؛ در جا زده است!

نگاه كنيد بايد ببنيم اين موسيقي را براي چه مي خواهيم و انتظاري كه از موسيقي ستني به عنوان هنر اصيل ايراني داريم، از اين قالب هم مي توان داشت! وقتي به دلايل ضعف پاپ اشاره مي شود، به همين نكته اي كه اشاره كرديد برمي گردد؛ علتش در كارهاي تقليدي است كه نه من و نه هيچ كس ديگر، آن را تأييد نمي كنيم. البته گروه هاي تلفيقي روي كار آمده، گاه خوب كار كرده اند كه مسلما هم حمايت مي شوند و هم مي توانند در ذائقه مردم، جايي براي خود باز كنند.

  • بنابراين به اين نوع از موسيقي پاپ نبايد دلخوش بود. درست است؟

اگر بخواهد همچنان تقليد را در دستور كار قرار دهد، حتي نبايد اهميتي هم بدان داد. البته بايد براي تعريف آن در اين فرهنگ نيز، حركت هاي تازه اي را در پيش گرفت كه كم و بيش هم ديده مي شود.

  • البته منظور شما را شايد درست متوجه نشده باشم! اينكه به هر حال اگر بخواهيم نقشي را به موسيقي در كمك به پيشبرد اين فرهنگ مبتني بر آموزه هاي معنوي بدهيم، بايد بر كدام موسيقي تأكيد داشت؟

قطعا فضاي معنوي را بايد در موسيقي كلاسيك و سنتي ما جست وجو كرد؛ نه از موسيقي پاپ آنهم با اين سبك و سياق. پاپ در اين شرايط، زنگ تفريحي است كه نمي توان آن را جدي گرفت و چشم اميدي در اين راه بدان داشت. البته موسيقي بومي ما نيز بايد بهتر كار كند.

  • در صحبت هاي قبل هم اشاره كرديد به اين‌كه؛ «كار تازه اي را در موسيقي سنتي كمتر شاهد هستيم». خب منظور از اين مشكل چيست كه البته راه حل را هم مي طلبد.

اعتقاد من است كه موسيقي سنتي همچنان در تكرار به سر برده و در تاريخ مانده است. سيري مشابه نيم قرن گذشته را سپري مي كنيم كه مسلما براي مخاطب هم خسته كننده خواهد بود. بنابراين نياز به فضاي تازه احساس مي شود.

  • با اين احتساب راه حل خاص يا رويكردي كه بتوان اين تحول تازه را به وجود آورد، كدام خواهد بود؟

بايد لباس تازه را تن اين موسيقي كنيم. مثلا مي توان از ملودي ها و ريتم هاي تازه در موسيقي سنتي بهره گيريم و يا روي خود موسيقي محلي كار كنيم. اتفاقا خود مردم هم علاقه مند هستند. گروه هايي همچون رستاك، داركوب و… كه موفق كار كرده اند و اصالت هم دارند.

  • ولي به اين راحتي هم كه نمي توان كار كرد و كليات را ارائه داد. به هر حال نيازمند برنامه ريزي از ابتدا تا نتيجه دهي مطلوب است كه نهايتا بتوان گفت خروجي آن؛ مورد تأييد فرهنگ انقلاب اسلامي است.

خب بله بايد الگوسازي شود. بايد كامل سنجيد و آن موسيقي را ملاك كار قرار داد كه همسو با موسيقي اصيل ايراني هچون موسيقي نواحي و.. باشد تا اين چنين رجوع به فضاهاي معنوي را بتوان فراهم كرد. گاه از دل همين پاپ هم مي توان اقدامات مثبتي را صورت داد. در كل مي توان موفق بود؛ به شرطي كه سازماندهي درستي براي جذب استعدادها داشته باشيم. همانگونه كه به هنگامي كه دبيري جشنواره موسيقي فجر را بر عهده داشتم، برگزيدگان را به صدا و سيما معرفي مي كردم و خوشبختانه اين سازمان نيز به آنان سفارش كار مي داد. بنابراين بايد به اين افراد كاربلد و متعهد موقعيت و فرصت كار داد و فضا را فراهم كرد تا موسيقي اين مرز و بوم را به دست بگيرند.

  • از لحاظ امكانات سخت افزاري چطور؟

همين راه اندازي مراكز فرهنگي و اختصاص بودجه فرهنگي متناسب از اولويت هاست. گرچه دولت به تنهايي نمي تواند از عهده كار و مخارج بربياد و اين يعني نيازمندي به ورود هرچه بيشتر بخش خصوصي. بنابراين بايد خود مردم هم تلاش كنند تا ذائقه خود را به موسيقي وارداتي و تقليدي عادت ندهند و به سمت موسيقي با اصالت ايراني بيايند.

مشترک مطالب مجله ملودی شوید!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*