نقدی بر مقوله پاپ در موسیقی امروز ایران

melodymag

میلاد باقری/مجله موسیقی ملودی: هر اثر موسيقي، صرف نظر از سبك و ژانر، داراي ساختار منحصر به خود است. جهت سنجيدن اين ساختار، معيارهايي وجود دارد كه مساله خوب بودن و يا نبودن اثر را از سليقه مخاطب جدا مي كند. اگرچه اين موضوع در موسيقي پاپ،همانطور كه از اسمش پيداست، كاملا سليقه محور بوده و آثار موسيقي در اين حوزه بر اساس اقبال عمومي مورد سنجش واقع مي شوند.اما نكته اي كه از ديد پنهان مي ماند سطح ادراك جامعه و مخاطبان عام از موسيقي است كه خود همانند يك فيدبك دوباره به حوزه توليد اثر بازگشته و اگر انتظار عمومي از توليدكنندگان موسيقي در سطح بالايي قرار گيرد آثار توليدي از كيفيت بالاتري بهره خواهند برد و بالطبع آثار بهتر سليقه جامعه را ارتقا مي بخشد و اين دو مقوله به طور مداوم در حال اثرگذاري روي يكديگرهستند.

موسيقي پاپ در جامعه امروز ايران تفاوتي آشكار با سال هاي ابتدايي شكل گيري اين سبك در اواخر دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ و همچنين موسيقي روز دنيا دارد و اين تفاوت ،صرف نظر از گذشت زمان و تغيير نيازهاي جامعه كه دلايل بسيار قابل تاملي مي باشند، در ساختار كلي آثار است. براي بررسي دقيق تر اين تفاوت ها لازم است نگاهي دقيق تر و در عين حال اجمالي به اجزاي يك اثر پاپ بيندازيم:
۱- ملودي اصلي: اولين پديده اي كه در يك اثر پاپ به چشم مي آيد ملودي حاكم بر آن است كه برجسته تر از ساير اجزاي همراهي كننده كاملا خودنمايي مي كند.اين مساله تا حدي در اقبال يك اثر تاثير دارد كه اخيرا در معرفي آثار پاپ ديده مي شود كه كلمه آهنگساز به كلمه “ملودي” تبديل شده است!
۲- صداي خواننده: دومين پديده اي كه از ديدگاه عموم در يك قطعه خودنمايي مي كند صداي خواننده و يا به اصطلاح وكال است كه البته امري مهم در موسيقي پاپ محسوب مي شود زيرا اين ژانر از موزيك اصولا وكال محور است.بالاخص در موزيك پاپ ايراني كه ملودي هاي وكال عمدتا برگرفته از موسيقي سنتي و محلي است و انتظار عموم از خواننده كسي ست كه بتواند گوشه ها و دستگاه هاي ايراني را خوب بخواند،در يك قطعه حتما خواننده از اوج توانايي خود در خواندن استفاده كند و به اصطلاح صداي گرمي داشته باشد!
۳- ترانه: پديده اي ادبي در حوزه موسيقي، اصولا ترانه به شدت روي شنونده موزيك پاپ تاثيرگذار است اگرچه هيچ ارتباط مستقيمي با علم موسيقي ندارد و نهايتا مي تواند به شناساندن يك اثر از لحاظ محتوا و فضاي ذهني خالق اثر كمك كند و هيچگونه كمكي از لحاظ ساختاري به موسيقي نمي كند مگر نهايتا از لحاظ هجا و وزن روي ريتم كلي اثر تاثيرگذار باشد.
۴- تنظيم: تنظيم يا آراژمان،يا در واقع هارموني كلي اثر امري نسبتا ناشناخته براي مخاطب عام است چرا كه در جوامعي مانند جامعه كنوني ما كه موسيقي مقوله اي نوپا و ناآشنا براي عموم است اصولا هضم كامل هارموني و ريتم توسط شنونده، كاري آسان به نظر نمي رسد .
۵- كيفيت صوتي: آنچه در استوديو اتفاق مي افتد اعم از مقوله ضبط،ميكس و مسترينگ منجر به كيفيت صوتي و يا به اصطلاح صدا دهي اثر مي‌شود.
melodymag

عناويني كه در بالا به آن ها اشاره شد جزو اجزاي اصلي و برجسته آثار پاپ مي باشند. اما سوال اينجاست كه در وضعيت كنوني موسيقي در جامعه ما، به مسائل عنوان شده بالا از طرف توليدكنندگان و شنوندگان آثار، در چه سطحي و با چه حساسيتي توجه مي شود.
اگر بخواهيم كوتاه و اجمالي وضعيت فعلي موزيك پاپ ايران را مورد بررسي قرار دهيم مي توانيم به ضعف ۴ عنوان اول و وضعيت نسبتا بهتر كيفيت صوتي اشاره كرد كه متاسفانه به علت عدم بهره بردن درصد بيشتري از مردم جامعه از ابزار صوتي مناسب و استاندارد، عملا بخش اعظمي از جامعه تفاوت چنداني بين كيفيت استاندارد و غير استاندارد صوتي قائل نبوده و تمايل چنداني به خريد سي دي هاي اوريجينال علي رغم قيمت بسيار ناچيز(كمتر از يك بسته سيگار!) نشان نداده و موزيك بدون شناسنامه كپي شده و MP3 بي كيفيت و بعضاً فله اي(!) را كه حتي نام صاحب اثر در آن مشخص نيست، ترجيح مي دهند.
حال به ۴ عنوان ديگر غير از گزينه كيفيت صوتي مي پردازيم.از ضعف هاي آشكار جريان موزيك پاپ فعلي كشور،ضعف ملودي اصلي است. اين ضعف منجر به تاريخ مصرفي شدن موزيك و ظهور و ناپديد شدن پديده هاي موسيقي يكي پس از ديگري، مي شود. پديده هايي كه به واسطه امري غير موسيقايي – از جمله موزيك ويدئو هاي مجلل و پرهزينه، سبك ظاهر و يا لباس خاص و… – به معروفيت رسيده و به همان سرعت به دست فراموشي سپرده مي شوند. اين ضعف همچنين در تنظيم و تكنيك هاي وكال نيز كاملاً مشهود است. از نكات بارز اين ضعف ها مي توان به كنسرت هاي ضعيف كه تنظيم اركستر زنده شباهتي به ورژن آلبومي نداشته و خواننده كه به طور مكرر فالش مي خواند اشاره كرد.
آنچه كه در اين شرايط مفيدترين و كوتاهترين راه حل براي طرفين مرتبط با موضوع،اعم از توليد كننده و شنونده، به نظر مي رسد پرداختن بيشتر و دقيق تر به آثار برتر موزيك دنيا در تمامي سبك ها و نه فقط سبك پاپ است. چرا كه براي خلق كردن ملودي هايي اگرچه ساده ولي ماندگار مانند آنچه در موسيقي ونجليس، كيتارو و بسياري از آثار توليد شده در دنيا مي شنويم نياز به تربيت شنيداري و تمركز بر روي موسيقي داريم. تمركزي كه اين روزها بيشتر بر روي تيپ و ظاهر خوانندگان، تبليغات، ساخت موزيك ويدئو، طراحي سايت و صفحه فيسبوك، عكس هاي سينمايي و… قرار گرفته تا پديده موسيقي.

  • ميلاد باقري/ مجله موسیقی ملودی

مشترک مطالب مجله ملودی شوید!

6 دیدگاه

  1. به این موسیقی موسیقی پاپ نمی توان گفت!
    مدیوم های این نوع موسیقی که در حال حاضر بر ایران حاکم شده بیشتر بر روی ترانه و شعر تمرکز دارد و گاها همراهی گروهی موسیقی! به نطرم اگر بخواهیم نامی از موسیقی ببریم بهتر است موسیقی تجاری یا صنعتی خطاب کنیم.

  2. مطلب بسیار خوبی بود
    سپاس گزارم.
    متاسفانه موسیقی پاپ به صورتی که در ایران رواج دارد؛ تقلیدی از موسیقی پاپ ایران در خارج از کشور است چه از لحاظ فرم موسیقایی و چه از لحاظ صدای خواننده و … .
    اینجاست که این پرسش ایجاد می شود : خط قرمز موسیقی مجاز و غیر مجاز کجاست؟

  3. باید بپذیریم که نه تنها نسبت به موسیقی جهان؛که نسبت به موسیقی استاندار هم راه درازی پیش روی ماست. گرچه تو این چند ساله هر خواننده یا موزیسینی سعی در اصلاح شرایط داشت؛ اما متأسفانه جز اختلاف و بعضا فرافکنی چیز دیگه ای عاید موسیقی ما نشد. به نظر من موسیقی مثل علوم دیگه نظیر مهندسی یا پزشکی؛نیاز به تربیت افراد متبحر و متخصص داره. فقط صدا مهم نیست. همه چیز باید سر جای خودش قرار بگیره و این نکته حداقل تو ایران به یک یا دو دهه زمان نیاز داره. بابت این مقاله فوق العاده ازتون ممنونم.

  4. مجید شاه پیری

    متاسفانه این مغقوله فقط در موسیقی پاپ نیست … با نگاهی کلی می توان دریافت در ساختار موسیقی ایرانی ریشه دوانده است … مخاطبی که موسیقی خوب نشنود و سطح ادراکش ازموسیقی به دلایل مختلط پائین باشد به کارهای ضعیف و سخیف راضی می شود به اصطلاح سطح ارضای خواسته هایش پائین آمده است این مهم در موسیقی کلاسیک ، ملی و پاپ و حتی دیگر موسیقی ها به خوبی و به وضوح دیده می شود .

  5. لایک !

    تولید کنندگانی که کار سطح بالاتر تولید می کنن در فضایی از مخاطبان که هنوز قادر به درک تفاوت آثار نیستن ، خیلی راحت فید می شن ، مگر اینکه آنقدر استقامت داشته باشند یا حمایت بشن که توجه مخاطب رو به خودشون جلب کنند و به مصرف تولیدات با کیفیت تر عادتشون بدن و با جذب سهم بازار بیشتر ، همکارانشون رو هم به رقابت در ارائه کیفیت وادار کنن، اما داشتن چنین استقامتی یا پیدا کردن چنان حمایتی کار آسونی نیست و نیاز به حمایت عامل سوم داره، وگرنه چرخه مثل قبل می چرخه و جریانهای متفاوت جزئی ( هر چند بهتر) رو در گرداب خودش غرق می کنه. درست مطرح کردن مشکلات قدم اول در پیدا کردن راه حل برای مسئله است. برای همین باز هم لایک!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*