مقاله‌ای درباره ویتاس؛ خواننده و ترانه‌سرای روسی

melodymag

یادم هست اولین باری که صدای ویتاس را شنیدم نمیتوانستم تشخیص بدهم که صدای مرد است یا زن ! و آنقدر این شک شدت داشت که مجبور شدم به صفحه ی او مراجعه کنم که ببینم برایش چه ضمیری
استفاده کرده اند!

محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی: ویتالی ولاداویچ گراچیو معروف به ویتاس خواننده و ترانه سرای روسی در سال ۱۹۷۹ در داگاوپیلس به دنیا آمد . از کودکی علاقه‌ی خوبی به موسیقی نشان داد تا جایی که پدربزرگ وی به او نواختن آکاردئون را آموخت و او در همان سالها به نوشتن ترانه های روسی روی آورد . کمی بعدر به صورت جدی فراگرفتن موسیقی را دنبال کرد و به مدرسه هنر در اودسا رفت . آنجا بود که استعداد موسیقیایی او توسط یک تهیه کننده که به عنوان توریست به آنجا سفر کرده بود ، کشف شد . وی از او دعوت کرد به مسکو برود و درواقع کار حرفه ای ویتاس از اینجا شروع شد.

زیاد نمیخواهم از بیوگرافی او حرف بزنم چون موسیقی زیبایش به اندازه ی کافی حرف برای گفتن دارد . راست گفته اند که عشق و موسیقی هیچ زبانی ندارند . در لحظه ی اول ممکن است شما فکر کنید یک خواننده ی روسی با آن زبان سخت و شیرینش چه چیز میتواند داشته باشد برای گفتن ؟ اما کافی ست تنها بیست ثانیه اول آهنگ او را بشنوید . حنجره ی پنج اکتاوی این هنرمند جوان این توانایی را به او میدهد که در یک لحظه با صدای اپرایی خود ، درهایی از نور را به روی شما باز کند که پشت آن ، جایی که امید و ترس با هم به نزاع می افتند شما در کمال ناباوری خدا را ملاقات کنید.

او با تلفیق موسیقی جاز – کلاسیک و تکنو سبک جدیدی را در موسیقی روسیه بوجود آورد . آهنگ های او فقط آهنگ نیستند . یک جور تبادل فرهنگی ست که روسیه را به آدمی بیشتر میشناساند . علاقه ی من به ادبیات و موسیقی روس شاید از همینجا جرقه خورد . ویتاس با آن چهره ی ماسک و لبخند سرد خود بیشتر کارهای خود را مدیون مادرش میداند . آلبومی با اسم ” Mama ” نشان دهنده ی این علاقه ست . در ترانه مادر از آلبوم “Mama” اینگونه سخن میگوید : “سخت است با کلمه خودرا بیان کنم با چه زبانی بگویم که مرا ببخش مادر ببخش مادر این همه دوری جستن‌هایم را و به خاطر نامه هایم که دیر می‌رسند در اندیشه‌هایم دستانت را می‌بوسم لبانت را می‌بوسم مادر از گناهم بگذر .. ”

او در اجرا و صدای خود از زندگانی و عشق با سردی حرف می‌زند و اما از مرگ بدون ترس و حتی با آمادگی شادمانه می‌سراید. در حالی که در هیچ کدام از ترانه‌هایش معنای سیاسی وجود ندارد در صدای مرزشکن او چیزی هست که مردم را به فکر و مبارزه دعوت می‌کند. در ترانه “زادروز مرگ من” می‌گوید: “من در این دنیا تنهایم‌ آینده خشک و خالی در پیش دارم زیر پایم سقف خانه‌هاست و یا خط‌های تیره و بی معنا انگار همپای خدایم اما برتر از شاهم! من قادرم پای بر گوشه زمین بگذارم و بگویم: سلام، ای زمین.

مشترک مطالب مجله ملودی شوید!

1 دیدگاه

  1. بسیار عالی موفق باشید اگر شود که یک لینک هم از خواننده های که معرفی میکنید بگذارید معرکه خواهد شد باز هم موفق باشید

پاسخ دادن به fara لغو پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*